ترکی‌سرایان مکتب مولویه - یونس امره

زاد و مرگ و زندگی یونس امره، با اسطوره‌ها در آمیخته است. اینقدر هست که وی در قرن نهم در سوی‌های آذربایجان غربی می‌زیسته است. او را بسیاری از تاریخ ادبیات‌نویسان، پدر شعر ترکی ایرانی نام داده‌اند. در بیرون از ایران دیوانش بارها چاپ شده است. در یکی از الاهی‌ها او خود را تجسد روح مولانا می‌داند:[1]

 

-1

منم اول عشق بحریسی دنیزلر حیران منه،

دریا منیم قطره‌مدور ذره‌لر عمان منه.

قاف داغی ذره‌م دگیل آی و گونش منه ‌قول،

حق دور اصلیم شک دگیل مرشد دیر قرآن منه.

چون دوستا گئده‌ر یولوم ملک ازلدور ائلیم،

عشقدن سویلر بو دیلیم عشق اودی سیران منه.

ادامه نوشته

ترکی‌سرایان مکتب مولویه - قایغوسوز عبدال

غیبی علائیه‌اي معروف به قایغوسوز عبدال فرزند بیگلر بیگی علائیه در آسیای صغیر، مرید عبدال موسی از دراویش مولویه در قرن نهم بود. چهل سال در خدمت او بوده، سپس به مصر رفته و در غاری سکونت اختیار کرده بود. آثار منظوم و منثور فراوانی از او در دست است:[1]

 

-1

علی‌نین سیررینی مصطفی بیلدی،

علیدیر معنی قرآن علیدیر.

جبروتدا اودور ببرو غضنفر،

ملکوت باغینا گلشن علیدیر.

محمد (ص) کیم علی بیلدی جهانا،

آنونچین کامل‌الانسان علیدیر.

ادامه نوشته

سعید امره، ترکیسرایان مکتب مولویه، تصحیح دکتر ح. م. صدیق

سعید‌الدین بکتاشی معروف به سعید امره، از مریدان حاج بکتاش ولی بود. کتابمقالات وی را از عربی به ترکی ترجمه کرده است. آثار منظوم او از زیباترین نمونه‌های شعر ترکی مولویه است:[1]

 

-1

دگمه بیر آندیغیمجا یوره‌ک یئرینده دورماز،

نئجه که آنی آنام، کؤنلوم هیچ قرار قیلماز.

منه دئرلر اوتورغیل، بیر یئرده ثبات اورغیل،

ثباتیم آندان ایسته، کؤنلومو منه وئرمز.

عشق خود دنیز مثالی، موجی قاپار کؤنلومو

یوزمین تفکر ائتدیم، اندیشه‌م آنا ائرمز.

سرمایه‌م کؤنول ایدی عشق ائردی یعمالادی،

جانیمین دردی اولدور، گؤرمگه دستور وئرمز.

کیمه شکایت ائدم، کیم قویوب کیمه گئدم،

یئنه آنا واراییم، یوره‌گیم آیری وارماز.

عشق بورجوندان اینه‌ییم، زمانه‌یه دؤنه‌ییم،

عشقدن آرتیق پیشه‌نی دوست منه روا گؤرمز.

ادامه نوشته

اشعار ترکی‌سرایان مکتب مولویه - بایرک قوشچو اوغلو

بایرک قوشچو اوغلو یکی از گویندگان بیست و چهارگانه‌ی طریقه‌ی اهل حق و نخستین آنها است که سروده‌هایش کلام نامیده می‌شود و با شور و جذبه‌ی خاصی درمحافل آئینی اهل حق به آهنگ طنبور ترنم می‌گردد. قوشچو اوغلو از اهالی آذربایجان ایران بوده است و این ولایت را ده به ده و شهر به شهر می‌شناخته است و علی‌گویان، وجب به وجب روستاها را می‌گشته است. به نظر ما او در عهد ایلخانیان می‌زیسته است و یکی از مولویه‌سرایان پیشتاز بوده است. نام این مولویه‌سرا تاکنون تا آنجا که نگارنده می‌داند، در هیچ یک از تاریخ ادبیات‌ها و تذکره‌ها وارد نشده است و تنها در اسناد و دفاتر و جنگ‌های مخفی و محفوظ اهل حق و صندوق سینه‌ی آنان می‌توان به آثار وی دست یافت. نگارنده نخستین بار در سال 1366 این شاعر را به جهان علمی شناساند[1] و در جلد اول در متون نظم ترکی نیز وارد ساخت.[2] اینک چند الاهی مولویه از او:[3]

 

-1

پادشاهیم بیر شهر یاپمیش ایک جهان آراسیندا،

باخدیقجا دیدار گؤرونور اوشهرین کناراسیندا.

بیزده او شه‌هره واردیق، یاپیلی کؤنوللر گؤردوک،

بیز اؤزوموزده یاپیلدیق او کؤنوللر آراسیندا.

او شه‌هردن اوخ آتیلیر، آتیلیب جانا باتیلیر،

دورلو متاعلار ساتیلیر، اوشهرین بازار اسیندا.

توپراق دا اولدوق ألندیک، پالچیق اولوب یوغورلاندیق

کرپیچ ده اولدوق هؤرولدوک، او شهرین دیواراسیندا.

ادامه نوشته

اشعار ترکی سرایان مکتب مولوی - الوان چلبی (دکتر حسین م. صدیق)

 ترکی سرایان مکتب شمس و مولوی، تالیف و تصحیح: دکتر حسین محمدزاده صدیق، تبریز، ندای شمس، ۱۳۸۸.

الوان چلبی فرزند عاشیق پاشا بود. در عصر خود بسیار نامبردار و دارای احترام بود. از دیوان او در منابع تاریخ ادبیات ترکی سخن رفته است. اما هنوز دیوانش به جهان علم شناسانده نشده است. آنچه از اشعارش بر جای است در مجموعه‌‌ها و سفینه‌های شعر مضبوط است.[1]

-1

الا ای بی‌وفا دونیا نئچین سنسن سنه مغرور،

کیمین دوشدو سنه کؤنلو که قیلمادین اونو مقهور!

آدین دونیا، دادین دونیا، آدین ـ دادین وئرن مولا،

صحیح‌الروح اولمادین سقیم القلبسن مشهور.

یاراتیلیشدا بیر داهی سنه بنزه‌ر، سنه بگدش

نه خاقان گؤردو نه کسری، نه قیصر گؤردو نه فغفور.

ادامه نوشته

اشعار ترکی سرایان مکتب مولوی - عاشیق پاشا (دکتر حسین م. صدیق)

ترکی سرایان مکتب شمس و مولوی، تالیف و تصحیح: دکتر حسین محمدزاده صدیق، تبریز، ندای شمس، ۱۳۸۸.

عاشیق پاشا مانند مولوی از ترکان خراسان و خوارزم بود که به آسیای صغیر کوچ کرد. نام اصلی او علی بود. پدرش مخلص پاشا و نیایش بابا الیاس نیز صوفی و درویش بودند. او گذشته از ترکی؛ عربی و فارسی نیز می‌دانست. در اقتفای مثنوی مولوی غریب نامه را سرود که نخستین اثر پر حجم مكتب مولویه در ادبیات ترکی به شمار می‌رود.

غریب‌نامه مرکب از ده دفتر است و در وزن مثنوی مولوی سروده شده است. کهن‌ترین دست‌نویس موجود آن در سال 748 هـ ‍. استنساخ شده که در کتابخانه‌ی ملی پاریس موجود است. نسخه‌ی دیگری در ترکیه در کتابخانه‌ی عمومی بایزید استانبول وجود دارد که در سال 861 ه‍. تحریر شده است. در اینجا ابیاتی از دفتر اول این مثنوی و چند الاهی از متون چاپی ترکیه نقل می‌کنیم.[1]

 

- 1-

و ما اَرْسَلْنا مِن رَسولٍ اِلّا بِلِسانِ قَومِهِ

هامی دیلده وار ایدی ضبط و اصول،

بونلارا دوشموش ایدی جمله عقول.

تورک دیلینه کیمسنه باخماز ایدی،

تورکلره هرگز کؤنول آخماز ایدی.

ادامه نوشته

اشعار ترکی سرایان مکتب مولوی - افلاکی دده (دکتر حسین م. صدیق)

ترکی سرایان مکتب شمس و مولوی، تالیف و تصحیح: دکتر حسین محمدزاده صدیق، تبریز، ندای شمس، ۱۳۸۸.

احمد افلاکی دده (م. 761 ه‍.( فرزند اخی ناطور متولد قونیه در جوانی در نجوم سر آمد زمان شد و از این رو او به افلاکی مشهور گشت. از دراویش اولو عارف چلبي نواده و جانشین مولوی و نیز صاحب مناقب‌العارفین است که آن را در سال 754 تألیف کرده است. دیوان ترکی او نیز، در دست نیست. تنها چند الاهی به دست آمده است که سه الاهی پایین از آن میان است:[1]

 

-1-

هر کیمه کیم بیر نفس عشق سلام ائیله‌دی

کؤنلو اولاشدی حقه، جاندا مقام ائیله‌دی.

سئودی عنایت آنی، بولدو هدایت آنی،

جانینی اول عاشيقین اودا حرام ائیله‌دی.

ادامه نوشته

اشعار ترکی سرایان مکتب مولوی - سلطان ولد (دکتر حسین م. صدیق)

ترکی سرایان مکتب شمس و مولوی، تالیف و تصحیح: دکتر حسین محمدزاده صدیق، تبریز، ندای شمس، ۱۳۸۸.

چنان‌که گذشت، جلال ‌الدین رومی معروف به مولوی در تاریخ ادبیات ترکی صاحب مکتبی است که از سوی مریدان و پیروان او تا عصر ما گسترده شده است و در ایران به ویژه در آذربایجان و خمسه و خراسان چون هاله‌ی رنگین زیبایی از قرن هشتم هجری به این سو را در بر گرفته است.

تحلیل و نشر بیشتر گزیده‌ای از آن‌ها بس دشوار و حتی به سبب گستردگی آثار به جا مانده غیر محتمل می‌نماید. اما در این جلد بی‌توجه به ابتدایی بودن برداشت ما در این گزینش، برای آشنایی خواننندگان ایرانی، تنها از چند تن مولویه‌سرای قرون اولیه‌ی پیدایی این مکتب یاد می‌کنیم. 

1. سلطان ولد

 بهاء ‌الدین محمد بن جلال ‌الدین بن محمد بن بهاء ‌الدین محمد متخلص به ولد و معروف به سلطان ولد، در سال 623 ه‍. از گوهر خاتون دختر شرف‌ الدین سمرقندی، درویشی از ترکان خوارزم، منکوحه‌ی جلال ‌الدین مولوی در شهر لارنده به دنیا آمد و به نام جد خود، ولد نامیده شد.

مولوی علاقه‌ی خاصی به فرزندش داشت و همه جا او را به همراه خود به محافل و مجالس می‌برد و او را فعل خود می‌دانست.[1]

افلاکی درباره‌ی او گوید:

«حضرت ولد بعد از نقل والد خود، سال‌های بسیار به صفای تمام عمر می‌راند و سه مجلد مثنویات ویک جلد دیوان ترکی انشاء فرموده از معارف و حقایق و غرایب اسرار، عالم را پر کرد و...»[2]

ادامه نوشته

منابع مطالعه‌ی احوال شعرای مولویه

اسرار العارفین و سراج‌الطالبین: اثر درویش علی ‌بن اسماعیل آنبارچی‌زاده متوفی در 1128 ه‍. از این اثر نسخه‌ی خطی منحصر به فردی در کتابخانه‌ی سلیمانیه بخش حکیم اوغلو علی‌پاشا به شماره‌ی 711 محافظت می‌شود. مؤلف کتاب، از آثاری نظیر مناقب‌العارفین و مناقب سپهسالار سود جسته و کتاب خود را با ذکر مولوی آغاز کرده است و به شرح حال دراویش و شعرای ترکی‌سرای فرق و طرایق مختلف مولویه تا زمان خود پرداخته است.

اسرار دده تذکره‌سی: تألیف محمد اسرار دده متوفی در سال 1211 ه‍. فرزند محمد بی‌زبان که پس از اتمام چله‌نشینی در مولوی‌خانه‌ی گالاتای استانبول، سراسر عمر خود را نزد غالب دده شیخ همان تکيه به سر آورد و در 49 سالگی بدرود حیات گفت.

ادامه نوشته

ترکی سرایان مکتب مولویه

در تمام دوره‌ی خلافت عثمانی، در اغلب شهرهای بزرگ مستملکات عثمانیه، خانقاه‌های دراویش مولویه معروف به مولوي‌خانه وجود داشت. در هر خانقاه شیخ مسندنشین بود که از میان دده ها انتخاب می‌شد. هر درویش که می‌توانست چله‌ی هزار و یک روزه بنشیند، دده می‌شد.

مولوی‌خانه‌ها در واقع تجلي‌‌گاه شعر و موسیقی درویشی بود. در آن عهد از مولوی‌خانه‌ها، شعرای بزرگی چون شیخ غالب و موسیقی شناسانی مانند حمامی‌زاده اسماعیل دده در آمدند.

پیرامون تاریخ تشکل «مولوی‌خانه»[1]ها و طرایق گوناگون مولویه، مانند بکتاشیه، گلشنیه، خلوتیه، باباییه، ملامتیه[2] و جز آن سخن نخواهیم گفت، اما اشاره‌ی کوتاهی به سابقه‌ی «سماع و سرودخوانی» و یاد منابع مهمی را که آثار شعرای پیرو مولوی را در خود جمع کرده، بی‌فایده نمی‌دانیم:

ادامه نوشته