اشعار ترکی مولوی، شرح و برگردان دکتر ح. م. صدیق (1369) - بخش هفتم
جهت مطالعه شروح دیگر، به بخش موضوعات وبلاگ مراجعه فرمایید.
-7-
ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو،
آیی به کلبهی من و گویی که: گل برو!
تو ماه ترکی و من اگر ترک نیستم،
دانم من اینقدر که به ترکیست آب: سو.
ای ارسلان قیلیچ مکش از بهر خون من،
عشقت گرفته جملهی اجزام مو به مو.
بر من فسون بخواهد کؤیچگ یا باشلارین،
ای سؤزدشی تو سئیرک سؤزده قانی بجو.
دیک دور! شنودم از تو و خاموش ماندم،
غماز من بس است در این یک رنگ و بو.
بیت 47:
ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو،
آئی به کلبهی من و گویی که: گل برو!
برو: (= بری) نزدیک و نزدیکتر.
بیت 48:
تو ماه ترکی و من اگر ترک نیستم،
دانم من این قدر که به ترکی ست آب: سو.
ماه ترک: خوش سیما.
ترک: ترک دومی درمصراع اول در معنای مجازی این کلمه یعنی ماه چهره و زیبا رخ و سفید پوست به کار رفته است. رک. بیت 36.
بیت 49:
ای ارسلان، قیلیچ مکش از بهر خون من،
عشقت گرفته جملهای اجزام مو به مو.
ارسلان: شیر
قیلیچ: تیغ، شمشیر. قیلیچ کشیدن در فارسی کنایه از خونخواهی و گردن افرازی است.
در این وبلاگ، من سید احسان شکرخدا با کمک آقایان عیسی مجیدی، داور اردبیلی، ائلشن محمدی و م. افشار جوغین تحقیقات استاد دکتر حسین محمدزاده صدیق را دربارهی احوال و آثار مولانا جلال الدین محمد مولوی و دیوان اشعار ترکی و فارسی وی به تصحیح ایشان و همچنین مقالات و اشعاری را که در این رابطه نوشته و سرودهاند، خواهیم گذاشت. استفاده از مطالب این وبلاگ به هر شکل، فقط با ذکر منبع مجاز است.