منبع: ترکی سرایان مکتب شمس و مولوی و اشعار ترکی مولوی، مقدمه، شرح و تصحیح: دکتر حسین محمدزاده صدیق، تبریز، نشر ندای شمس، ۱۳۸۹.

جهت مطالعه شروح دیگر، به بخش موضوعات وبلاگ مراجعه فرمایید.

-6-

مرا یاری‌ست ترک جنگوئی،

که او هر لحطه با من یاغی بولغای.

هر آن نقدی که جنسی دید با من،

ستاند او ز من تا چاخیر آلغای.

بنوشد چاخیر و آنگه بگوید،

تا لالالا، تالاتارلام، تالاتای.

گل ای ساقی، غنیمتدیر بو دمنی،

که فردا کانداند که نه بولغای.

الا ای شمس تبریزی نظر قیل،

که عشقت آتش است و جسم ما نای.

 

بیت 42:

مرا یاری‌ست ترک جنگجویی،

که او هر لحظه با من یاغی بولغای.

 

یاغی: دشمن.

بولغای: بشود.

 

بیت 43:

هر آن نقدی که جنسی دید با من،

ستاند او ز من تا چاخیر آلغای.

 

چاخیر: شراب، می و هر آنچه باعث مستی شود.

 

بیت 44:

بنوشد چاخیر و آنگه بگوید:

تالالالا، تالاتارلام تالاتای.

 

چاخیر: می و شراب.

تالالالا: اشاره ملیح به مصدر تالاماق در معنای یغما کردن و جمع کردن و به دندان گزیدن.

 

بیت 45:

گل ای ساقی، غنیمت بیل بو دمنی،

که فردا کانداند که نه بولغای.

 

گل: فعل امر از مصدر گلمک (= آمدن).

دمنی: دم را، لحظه‌ رام حالت مفعولی کلمه‌ی دم.

 

بیت 46:

الا ای شمس تبریزی نظر قیل،

که عشقت آتش است و جسم ما نای.